مشكلات جديد ايران - امريكا و عواقب آن
ايران و امريكا دو كشور ده ها سال رقيب همدیگر اینک در آستانه اختلافات جدید باهم قرار دارند. اگر قبلاً امریکا ایران را به خاطر فعالیت های اتومی اش مورد ملامتی قرار میداد، اکنون به این دلیل که کشتی های ایرانی به سوی کشتی های امریکایی بدون معرفی خود نزدیک شده و نظامیان امریکایی را ترسانده اند، مورد انتقاد قرار داده است.
امریکا ادعا دارد که یکشنبه گذشته کشتی های نظامی مربوط به سپاه پاسداران ایران به کشتی امریکایی یی در حال نزدیک شدن بود که از خلیج فارس می گذشت. محافظان این کشتی امریکایی زمانی آماده فیر شدند که کشتی های ایرانی به سوی آنان نزدیک می شد و از معرفی نمودن خود نیز خود داری می کردند. امریکائیان می گویند، قریب بود بالای کشتی های ایرانی فیر کنند؛ ولی کشتی ها مسیر شان را تغییر دادند.
به نظر می رسد این عامل، باعث ازدیاد اختلافات میان امریکا و ایران شده است. پنتاگون اعلام کرده که این جدی ترین مورد اختلافات میان ایران و امریکاست و کندولیزارایس وزیر خارجه امریکا نیز به ایران اخطار داده است که از آزار کشتی های امریکایی دست کشیده و برای آنها موارد مزاحمت را خلق نه کند. رایس گفته است که امریکا در منطقه خلیج فارس برای تامین منافع خود به شدت ایستاده گی خواهد کرد.
در عین حال مقامات ایرانی این موضوع را قابل نگرانی نه می خوانند. آنان به این عقیده هستند که موضوع ترساندن بین کشتی های ایران و امریکا مطرح نه بوده و این موضوع قبلاً حل و فصل گردیده است. اگرچه مقامات ایرانی این موضوع را غیر قابل نگرانی می پندارند، امریکا روی آزار و اذیت اتباع خود توسط کشتی های ایرانی تاکید دارد و مکرراً به ایران اخطار می دهد.
در کل موضوع کشتی های ایرانی و امریکایی اگر بزرگ باشد و یا هم کوچک شاید آنقدر قابل بحث در برخورد مقامات ایرانی و امریکایی با همدیگر نه باشند؛ نکته که در ارتباطات دو کشور ذکر شده نهایت مطرح است، اختلافات سیاسی ده ها ساله ایران و امریکاست. این اختلافات بعد از سقوط رژیم شاهی در ایران و تاسیس نظام مذهبی به شکل گسترده آن وجود داشته و اکنون نیز به بهانه های مختلف از هر دو جانب تبلور میابد.
ایران و امریکا اگرچه باهم سرحد مشترک و حقوق همسایگی قابل منازعه ندارند؛ اما آنقدر اختلافات عمیق را دنبال می کنند که هر آن امکان جنگ میان شان دیده می شود. در عین حال این دوکشور قویاً در صدد از بین بردن نکات قوت همدیگر هستند و شدیداً اهداف همدیگر را به شکل غیر مستقیم تخریب می نمایند.
تحلیلگران به این عقیده اند که جنجالهای افغانستان و عراق در پهلوی دیگر ملحوظات، در اختلافات ایران و امریکا نیز سرچشمه دارند. شاید اگر در ابتدای تحولات افغانستان و عراق این موضوع آنقدر مطرح نه بود، در این اواخر که موضوع اتومی ایران گرم ترشده و توجه جهان به خصوص امریکا نیز به آنسو جلب گردیده، به شکل جدی آن مد نظر گرفته می شود هم از طرف ایران و هم شاید از طرف امریکا. دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی در عراق و هم چنان تقویه بعضی از گروهای شیعه در عراق به منظور به دست آوردن امتیازات بیشتر در عراق و در پهلوی آن به دست آمدن اسلحه ایرانی در غرب افغانستان و ادعاهای مختلف مقامات امریکایی مبنی بر دخالت بعضی از حلقات دولت ایران در امور افغانستان همه و همه موید این ادعا است که ایران و امریکا می خواهند یک دیگر را به شکل غیر مستقیم در منطقه مورد فشار قرار دهند؛ ولی مشاجره خلیج فارس می تواند ثبوت خوب تقابل مستقیم این دوکشور سالها رقیب هم باشد.
امریکا از چندی بدینسو برای هدفگیری مستقیم منافع ایران کوشش می کرد؛ ولی بهانه که بتواند این هدفگیری را مثبت جلوه دهد به دستش نیامد. قضیه اخیر کشتی های ایرانی و امریکایی بهترین موقعی بود برای اظهار تنفر مستقیم امریکا علیه ایران در بخش نظامی و اخطار دادن به نظامیان ایرانی در منطقه.
شاید موضوع کشتی های ایرانی و امریکایی آنقدر که مقامات امریکایی آن را جلوه می دهند جدی هم نباشد؛ ولی در کل بهانه خوبی شد برای ترساندن ایران و ذکر جدید قضیه اتومی این کشور به سطح جهانی. امریکا که مشکل اصلی اش با ایران بعد از نظام مذهبی پروگرام اتومی آنکشور است، شاید نتواند سکوت تقریباً چند ماهه جهان در مورد سیستم اتومی ایران را تحمل کند از همینرو این بهانه خوبی بود برای تذکر جدید این موضوع. امریکا می تواند با استفاده از همین موضوع جهان را متقاعد به جبهه گیری سخت تری در مقابل ایران نماید و برایش بفهماند که ایران میخواهد مستقیماً اهداف امریکا را به خطر اندازد.
اگرچه ایران به گونه که اکنون از عمل کشتی هایش دفاع می کند، تا آخر دفاع نماید؛ ولی نظر به نفوذ امریکا در جامعه جهانی و ادعای شدید این کشور علیه ایران، کشور های دیگر شاید عکس العملی در این مورد نشان دهند. در ادامه این عکس العمل ها اولین نکته که به نفع امریکا تمام خواهد شد، توجه جدید جامعه جهانی به پروگرام اتومی ایران خواهد بود که در این اواخر تا اندازه یی فراموش شده است. ایران می تواند در این مورد با استفاده از دیپلوماسی قوی چانسی را که در این اواخر مبنی بر متقاعد ساختن جهان در مورد پروگرام اتومی اش به دست آورده بود از دست بدهد. اگر کشور های همنظر با امریکا موضوع جدید را جدی بگیرند، به باور کامل گفته می توانیم که در مورد پروگرام اتومی ایران نیز نظر جامعه جهانی تغییر خواهد کرد. در ضمن برای امریکا نیز دلیلی برای تحت فشار آوردن ایران در موضوعات عراق و افغانستان به دست خواهد آمد.
اختلافات جدید ایران و امریکا که همه آن را واقعاً جدی تر می دانند، می تواند بر اوضاع هم پیمانان امریکا در منطقه نیز تاثیر نماید که تنها و تنها دیپلوماسی مستقل و قوی آنکشور ها می تواند این کشور ها را از تاثیرات ذات البینی امریکا و ایران سالم بدر آورد.
افغانستان نیز در پهلوی سایر کشور ها نباید در این مورد فراموش گردد. اگرچه حکومت افغانستان بارها اعلام کرده است که به هیچ صورت در اختلافات ایران و امریکا آغشته نخواهد شد؛ ولی نظر به اوضاع غیر ثابت کشور و وجود صدها مخالف استخدام شده از سوی کشور های مختلف همسایه مخالف دولت، می شود که کشور ما در سطوح مختلف از اختلافات این دو کشور آسیب پذیر شود. برای افغانستان خوب این است که در بین دوکشور یاد شده با اختیار سیاست بی طرفانه نگذارد اختلافات به حدی برسد که کشور ما از هر جانبی که باشد متضرر گردد.